راستش وقتی داشتم مطالب قبلی را روی وبلاگ می گذاشتم یه کم می ترسیدم که یه وقت یکی دری بری بهم بگه یا بعضی ها ناراحت بشن یا... .
ولی دیدم نه، نه به کسی برخورد ونه کسی چیزی گفت اون موقع فهمیدم که مردم شهرم جقدر به مسایل اطرافشون اهمیت میدن خداوکیلی بی ادبی نشه مثله ... واسه همینکه این هم استانی های عزیز ، استاندار ، رییس ادارات و خلاصه هر کی که زورش برسه شلوارشو بکشه بالا حق ما رو می خوره و به ما هرچی بخواد میگه .
واین همه اعتبارات که واسه شهرمون میاد همه رو به راحتی خوردن یه لیوان آب بالا می کشن مثله همین بیمارستان که معلوم نیست اون همه پول که واسش فرستاده بودن چی شد و تو جیب کی رفت .
حق ما رو تو مسابقات ورزشی ، وحتی نمونه های استان می خورن
نگید، که نمی دونم چقدر کار کردن مثلا دانشگاه زدن، بیمارستان زدن و... این ها همه از دور قشنگه مثلا تو همین بیمارستان 10 روز پیش 5 تا پرستار و 1 دکتر بلد نبودن دست یه جوونی رو پانسمان کنن، همین دانشگاه که دربارش نوشتم فکر می کنید واسه راحتی من و شماست نه این چندهزار دانشجو که گرفتن 50% پولش میره تو جیب آقای جاسبی و هاشمی رفسنجانی و فقط مد، افزایش اجاره خونش واسه ما می مونه.
پس یه کم به خودمون بیایم و به مسایل اطرافمون بیشتر اهمیت بدیم
به امید اون روز که امید وارم خیلی دور نباشه ان شا الله